خرید بک لینک
همه رفتند تا زمستان شدخنده ها مردند گریه ارزان شدکو جوانی آرزو ها کو ؟رفته ایم از یاد یادی از ما کو ؟شاید این بغض آخرم باشد آخرین غمم باشدعاشقانه ای آرام بین درد و غم باشدهر آشنایی غریبه است هر نگاهی فریب استبا صدای هر باران حال قلبم عجیب استغم تقدیر هم قطار درد ما شدهدریا شبیه بغض ما شدهاز ما چه مانده غیر از آرزوبا قلب خسته ای خدا بگودنیای ما کو دل تنهای ما کو رویای ما کودنیای ما کو فردای ما کو ؟ای ساحل غم دریای ما کو ؟ای قاضی عشق در بازی عشقپس جای ما کو ؟این آهنگ رضا بهرام حال این روزای منه

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1402 ساعت: 12:30

فقط می نویسم تولدت مبارک....این روزها پر از حسرت و تنهایی پشت سر هم میگذرن..از اولین روزی که شروع به نوشتنن کردم16 سال میگذره ...یادمه اون موقع پر از شور و انرژی و انگیزه بودم ...پر از زندگی .... پر از امید به آینده ... پر از ترس از آینده....این روزها پرم از خستگی ...هم روحم خسته است هم جسمم... خسته تر ازآنم که بگویم به چه علت...پر از نامیدی.....پر از حسرت...پر از آرزوهایی که به واقعیت تبدیل نشدن ....پر از حسرتم ....حسرت به خاطر دویدن ها و نرسیدن ها ....حسرت به خاطر اینکه آرزوهای من واقعیت زندگی دیگران شد...پر از آرزوی مرگم...پر از ترسم ....ترس از آینده ....تنها وجه مشترک من امروز و من 16سال پپیش همین ترس از آینده است ....خلوت تنهایی من تولدت مبارک ...تو تنها 19سال از من کوچکتری ...اما فقط و فقط تا زمانی که من زنده باشم تو هم زنده ای...آرزو کن برایم در روز تولدت که این زندگی حسرت بار زودتر به پایان برسد... نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۱ساعت 19:45 توسط شقایق| |

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 19:51

صفحه بندی